تاریخ یک ملت و ثروت آن

فاجعه زیست بومی خلیج فارس یک فاجعه انسانی

جلال ایجادی

خلیج فارس در بحران است. بحران سیاسی، بحران نظامی و امروز بحران اکولوژیکی فاجعه ای گرانبار در پهنه آبهای این دریا بشمار میاید. در حال حاضر آلودگی خلیج فارس 46 برابر حد مجاز است. بی تفاوتی جامعه ایران و سیاستمداران حاکم نسبت به این اوضاع هولناک غیرقابل قبول است. چرا بفکر خلیج فارس نیستیم؟

خلیج فارس تاریخ و ثروت ما

بیش از 2400 سال تاریخ نویسان درباره خلیج فارس نوشته اند و نام خلیج فارس در بیش از 2000 نقشه تاریخی آمده است و بیش از 30 قرارداد سیاسی و بارزگانی منطقه ای و بین المللی از آن یاد نموده اند. (مراجعه شود به کتاب مجموعه عهدنامه ‏هاى تاریخى ایران و یا آرشیو وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران). ازشهادت تاریخ نویسان یونان باستان چون هرودت (484 ـ 425 ق.م) کتزیاس (445ـ 380 ق.م)، گزنفون (430 ـ 352 ق.م) که به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه، پرسای، ‌پرس‌پولیس، یعنی شهر یا مملکت پارسیان داده‌اند، تا داریوش اول که در 2500 سال پیش در کتیبه بیستون در کرمانشاه از این منطقه با عنوان دریای پارس نام برده است، تا همه پیمانهای بین المللی، خلیج فارس بعنوان بخشی از هویت ایرانی معرفی شده، پس چرا به این واقعیت هویت بخش بی اعتنا هستیم؟ دعواودفاع فقط بر سر نام فارسی این خلیج نباید باشد، پیکار برای حفظ آن از همه گزندها و همچنین حفاظت محیط زیستی آن باید باشد.

خلیج فارس با وسعت 232850 کیلومتر مربع در جنوب کشور و میان ایران و شبه جزیره عربستان قرارگرفته و با دریای عمان از راه تنگه هرمز ارتباط دارد. درازای آن از دهانه اروندرود تا تنگه هرمز  نزدیک 805 کیلومتربوده و پهنای آن میان 56 تا 288 کیلومتر میباشد. همسایگان خلیج فارس ایران، عراق،  عربستان سعودی، کویت، عمان، امارات متحده عربی، قطر و  بحرین  میباشند.

خلیج فارس که دریائی آزاد میباشد در دنیای معاصراز اهمیت استراتژیک و بازرگانی درجه یک برخوردار است، زیرا بلحاظ وجود مخازن و میدانهای نفتی وگازی وسیع و صدور نفت کشورهای همسایه از این دریا به سایر مناطق جهان، مورد توجه کشورهای صنعتی جهان میباشد. بعلاوه موقعیت سیاسی و استراتژیکی منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و نیزاز دیرباز هژمونی طلبی انگلیس و آمریکا در این منطقه ویا ایران در برابر کشورهای عربی و اسرائیل، منجر به تنش های سیاسی و نظامی و چند جنگ در کشورهای همسایه خلیج فارس شده است.

این دریای تاریخی پیوسته مورد توجه نفتخواران و جنگ افروزان بوده است، تنش ها و جاه طلبی های سیاسی و اقتصادی به گرد این آبراه بزرگ همیشه وجودداشته است. توطئه های استعماری پرتغال و انگلیس در سده های پیش فراموش نشدنی است، از سالهای 60 میلادی عربها تلاش کرده تا نام آنرا جعل نموده و بنام خود کنند، با کمک انگلیس بحرین از سرزمین ایران جدا شد، ادامه صادرات نفت وسایرمنابع در این منطقه آبی و استفاده ازاین دریا بمثابه راه مطمئن نفت و اسلحه برای اقتصاد، پیوسته مورد توجه همه حاکمان سیاسی ایرانی و عرب ودیپلماسی بین المللی قرار گرفته است.  منافع اقتصادی و سیاسی فراموش نشد ولی آنچه که فراموش شد، وضعیت محیط زیست خلیج فارس بود. آنچه که فراموش شد پاکی آبها و سلامتی انسان و زندگی جانور و پرنده و طبیعت این دریا بود. کشورهای پیرامون خلیج فارس به خرابکاری زیست محیطی ادامه دادند واین خلیج از بی مهری و بی توجهی در عرصه زیستبومی و ادامه تبهکاری اقتصادی و نظامی همیشه رنج برده است.

کشورهای پیرامون خلیج فارس به خرابکاری زیست محیطی ادامه دادند واین خلیج از بی مهری و بی توجهی در عرصه زیستبومی و ادامه تبهکاری اقتصادی و نظامی همیشه رنج برده است
 

ثروتهای خلیج فارس بیکران است، در کف خلیج فارس برآمدگی‌های سنگی و مرجانی وجود دارد که محل صید مروارید میباشد. برای نیازهای داخلی بخش عمده صید ماهی و کشت میگوبرای مردم کشورما در سواحل خلیج فارس صورت می‌گیرد که از آنمیان مهم‌ترین نوع ماهیان، حلوا، شیرماهی، شوریده، قباد، سرخو، سنگسرهستند. در آب های این دریا، جزایر طبیعی با جاذبه گردشگری فوق العاده و اهمیت سیاسی و ژئوپلتیکی فراوانند. در این آبها و پیرامون آن پرندگان زیبای مهاجراز جمله گیلانشاه، فلامینگو، پلیکان، اردک سرسبز، خوتکا، فالاروپ، گردن سرخ، سبز قبای هندی و نیز پرندگان بومی همانند بلبل خرما، لیکو معمولی، شهد خور، زنبور خور سبز وحواصیل خاکستری موج میزنند. در اینجاجزایرزیبا وبی نظیر اکوسیستمی بسیارند. بعنوان نمونه عجایب هفتگانه قشم که همگی از جاذبه های طبیعی این منطقه هستند، شامل زیستگاه لاک پشت پوزه عقابی، دلفین های جزیره هنگام، غار نمکدان، دره ستاره ها، تنگه چاهکوه، جزایر ناز و جنگل دریایی حرا می شوند. وجود بیش از 3000 نمونه جانوری موزه ژئوپارک قشم نمونه ای از بیودیورسیته و ثروتهای طبیعی و فرهنگی خلیج فارس است. حال ببینیم چه تعرضات و آسیب های سنگین زیست محیطی بر خلیج فارس وارد میایند.

فاجعه جزایر مصنوعی

طی دهسال اخیردر خلیج فارس جزایری مصنوعی سر برآورده و به طرز عجیبی چشم ها را خیره کرده است. این جزایرمصنوعی شامل سه جزیره به شکل نخل و مجموعه ۳۲۵ جزیره مصنوعی به صورت نقشه جهان است. با ساخت این جزایر، سواحل امارات در خلیج فارس از۶۰ کیلومتر کنونی به ۱۲۰۰ کیلومتر افزایش خواهد یافت، امری که به گسترش ارضی منجر گشته و اختلافات مرزی را دامن خواهد زد. طرح های مهندسی وساخت جزایر مصنوعی النخیل و العالم به یک کنسرسیوم سه جانبه اماراتی، امریکایی و انگلیسی سپرده شده است. همچنین امیرنشین راس الخیمه نیز در حال احداث جزیره مصنوعی القصر توسط شرکت الوسام عربستان است و ده جزیره مصنوعی نیز توسط امیرنشین شارجه و قطردر حال ساختمان میباشد.

به گفته‌ سخنگوی مهندسان مشاور جزایر مصنوعی دبی و مدیر اجرایی جزیره العالم، بیش از چهار هزار ویلا و واحد تجاری پروژه نخل توسط شیخ های ثروتمند وساکنان متمول خارجی امارات و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس خریداری شده اند
 

اهداف اعلام شده ساخت این جزایر کدامند؟ یکی از هدف های تعقیب شده، بورس زمین و املاک لوکس و مرکز تجاری و هتل های لوکس میباشد. به گفته‌ سخنگوی مهندسان مشاور جزایر مصنوعی دبی و مدیر اجرایی جزیره العالم، بیش از چهار هزار ویلا و واحد تجاری پروژه نخل توسط شیخ های ثروتمند وساکنان متمول خارجی امارات و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس خریداری شده اند. از میان واحدهای باقی مانده، ۲۵ درصد توسط ثروتمندان و سوداگران انگلیسی‌ خریداری شده و سایر واحدهای مسکونی و ویلاها هم به تصاحب افرادی از ۷۵ کشور درآمده است. برپایه این طرح و طبق ارزیابی سرمایه گذاران وپیمانکاران، ساخت وفروش این جزایر علاوه بر اینکه تجارت ورونق اقتصادی ومعا ملات بانکی را به سرعت روانه این جزایر خواهند کرد و کشورهای همجوار و اسکله ها و جاذبه های آنها را تحت الشعاع قرار خواهند داد، بلکه بعلاوه جاذبه های گردشگری ومصرفگرائی بیمارگونه را درپی خواهد داشت. هدف جزیره سازی به نکات برشمرده محدود نمیشود.

در کناراین اهداف اعلام شده، میتوان یقین داشت که در همسایگی ایران و ادعای اعراب نسبت به سه جزیره ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز، اهداف سیاسی و جغرافیائی وارضی نیز مورد نظر میباشد. عربستان و سایر شیوخ عرب دربرابر ایران قصد تحکیم استراتژیک و حتا نظامی در خلیج فارس دارند. ادامه ساخت جزایر مصنوعی توسط کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس امکان دارد در آینده تمامیت ارضی کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله ایران رابه خطر افکند. طبق تعریف‌های سیاسی، آبهای تحت حاکمیت 12 مایل و آبهای تحت صلاحیت 200 مایل از مرز خاکی هر کشور فاصله دارد. بدین ترتیب اگر کشورهای عربی با ساختن جزایر مصنوعی بر بخش خشکی کشور خود اضافه نمایند، هیچ بعید نیست که در سالهای آینده بیشتر از آنچه حق واقعی خودشان است، طلب کنند. امری که منشا اختلافات سیاسی دیگر خواهد شد.

ساخت این جزایر مصنوعی عامل پرقدرت نابودکننده زیستگاه های طبیعی وزیست محیطی خلیج فارس است. عمق این اقدام فاجعه بار امارات متحده عربی و قطر، تخریب اکوسیستم آبها و آبزیان و گیاهان و برهم خوردن تعادل شکننده محیط طبیعی میباشد. همزمان با پایان ساخت نخستین جزیره نخل فاجعه نمایان شد. برای ساختن جزیره نخل که به طول 14 و عرض 8.5 کیلومتر و مساحت 80 کیلومتر مربع میباشد از سال 2001 تاکنون 65.1 میلیارد متر مکعب ماسه و 87 میلیون تن سنگ های سخره ای برای پی سازی مورد استفاده قرارگرفته شده است.  همچنین برای جزایر جهان در 4 کیلومتری ساحل دبی به طول 9 کیلومتر و عرض 6 کیلومتر با ارتفاع 50 تا 100 متر از سطح دریا، که لایروبی آن از سال 2004 آغاز شده است، میلیون ها مترمکعب سنگ و خاک بکار رفته است. جزیره جمیرا  با مساحت 5 در 5 کیلومتر با بیش از 50 میلیون متر مکعب خاک ریزی که ساخت آن در سال 2001 آغاز شده ونیز جزیره جبل علی که ساخت آن در سال 2002 آغاز شد و 50 درصد از جمیرا بزرگتر است، حجم عظیمی از سنگ و خاک در دل دریای خلیج فارس ریخته شده است واین اقدام خسارات زیست محیطی جبران ناپذیری بوجود آورده است. پرکردن خلیج فارس از سنگ و سیمان و بتن و آهن توسط قطر و امارات عربی به آسیب های گسترده منجر میشود واز آنجا که محیط زیست خلیج فارس یک محیط محدود و بسته است که تنها راه ارتباطی آن با اقیانوس و آبهای آزاد از طریق تنگه هرمز صورت می‌گیرد هر نوع تغییر و تحولی در آن، بر اکوسیستم این منطقه بسرعت تأثیر‌گذار است. حرص پول و جاه طلبی شیوخ به قیمت نابودی زیست محیطی تمام میشود وبرای کسانی که نفتخواران جهان هستند، حفاظت از طبیعت اهمیتی ندارد.

آلودگی های نفتی در خلیج فارس

در خلیج فارس بخش دیگر ویرانگری ها ناشی از نفت و فعالیت نفتکش ها میباشد. طبق آمار ۵۷.۱ درصد آلودگی های نفتی خلیج فارس مربوط به حمل و نقل نفتکش ها و ۲۲.۴ درصد مربوط به بهره برداری از دریا است، این در حالی است که در دیگر دریاهای جهان در بدترین وضع به ترتیب ۱۵.۴ و ۴.۴ درصد بوده است.(گزارش مهر،30/2/1388 )

باید یادآوری کرد که تنها کشور عربستان و قطر به ترتیب با داشتن ۵۶ و ۴۵ نفتکش اقیانوس پیما وسوء مدیریت نفتی نقش خطرناکی در افزایش آلودگی های خلیج فارس بازی میکنند. این نفتکش های غول پیکر پس از آنکه نفت را در کشورمقصد تخلیه کردند، مقداری زیادی آب به عنوان آب تعادل یا آب توازن وارد مخزن نفت خالی شده می کنند تا نفتکش همواره در سطح دریا دارای تعادل باشد، ولی نفتکش ها پس ازرسیدن به کشورهای خود با تخلیه آب تعادل آلوده شده در دریا موجب آلوده شدن آب خلیج می شوند. این آبراه بزرگ نقش حیاتی در اقتصاد جهان بازی میکند بنحوی که هم اکنون نزدیک ۹۰ درصد صادرات نفت و فرآورده های نفتی توسط نفتکش های دنیا از خلیج فارس و تنگه هرمز انجام میگردد. بر اساس آمار سازمان بنادر و دریانوردی سالیانه ۴۰ هزار شناور از خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می کنند که براحتی میتوان خطرات ناشی از آنرا ارزیابی کرده و حجم آلودگی های نفتی راتخمین زد. روزانه 13 میلیون بشکه نفت خام از خلیج فارس به کشورهای گوناگون صادر می شود و این رقم در سال به 4 میلیارد و 745 میلیون بشکه می رسد ودرسال بخاطر نشت از کشتیها ویا آب توازون، چند میلیون بشکه نفت درآبهای خلیج فارس ریخته میشود. صنایع جهان بویژه هند و ژاپن و اروپا و آمریکا از نفت خلیج فارس سیراب میشوند، ولی زیستبوم خلیج فارس وزندگی انسانهای وابسته به آن آسیب می بینند.

درزمان جنگ کشورهای کویت و عراق بالاترین نقش را در آلودگی خلیج فارس داشتند. بمباران شدید توسط بیش از 100 هزار یورش هوایی و تعرضات موشکی زمینی و دریایی در مدت 40 شبانه ‌روز بر سراسر خاک کویت و عراق با متوسط در هر شبانه ‌روز 2500 پرواز، استفاده از اورانیوم در بمبارانها و بالاخره به آتش کشیدن 734 چاه نفت کویت، در سال۱۹۹۰ ، منجر به گسترش گازهای سمی و آلودگی های فسیلی گازکربنیک درزمین و هوا و آبهای خلیج فارس شد. حدود 8/5 میلیون بشکه نفت نیز در همان زمان در خلیج فارس به دلیل تلفات جنگی رها شد. در یک دوره طولانی پدیده باران اسیدی که از آتش و دود فرآورده های نفتی حاصل شده بود، منطقه خلیج فارس را به روزسیاه کشاند. چنانکه سازمان جهانی هواشناسی وابسته به سازمان ملل اعلام نمود:سوختن صدها چاه نفت کویت، روزانه نیم میلیون تن گازکربنیک، ۴۰ هزار تن اکسید گوگرد و ۳ هزار تن اکسید های ازت و مقادیر زیادی از عناصر آلوده کننده دیگر وارد هوای خلیج فارس کرده است.(خبرگزاری مهر) در همین زمینه باید اضافه نمود که یک بررسی توسط دانشگاه اهواز در سال 1362نشان داد که آبزیان خلیج ‌فارس بطور وسیع بخاطر میزان آلودگی آبهای آن  به هنگام جنگ عراق با ایران از بین رفتند بنحوی که میزان کادمیوم هزار برابر، کبالت سیصد برابر، روی سیصد برابر، سرب حدود بیست‌هزار برابر و نیکل هزار برابر آب دریاهای پاک برآورد شده بود.

یک کارشناس ارشد شیلات استان بوشهر در گفتگو با مهر می گوید: خلیج فارس متاسفانه طی سال های اخیر به عنوان مدفن آلاینده ها، مخصوصا آلاینده های نفتی از سوی کشورهای حاشیه آن از جمله ایران مورد استفاده قرار گرفته است. منطقه خلیج فارس و دریای عمان بر اساس آخرین آمار ارائه شده در گزارشهای جهانی بر اثر ورود آلاینده‌ها از کشتی‌ های نفتی و تجاری، آلاینده های جنگی و فاضلابها یکی از آلوده‌ ترین مناطق دریایی جهان است. در حال حاضر نزدیک 70 سکوی نفتی در خلیج فارس فعال هستند که سهم قابل توجهی در آلودگی خلیج فارس دارند( 25/2/1388).

منابع نفتی که منبع اصلی درآمد دولت های منطقه و اهرم اصلی تحکیم دیکتاتوری های اسلامی و ثروتهای  شرکت های بزرگ نفتی میباشد، بعنوان عامل اصلی تخریب محیط زیست و افزایش بیماری انسانها و مرگ جانوران و ماهیان و ویرانی اکوسیستم خلیج فارس است.

آلودگی های صنعتی در آبهای خلیج فارس

از دیگر منابع آلوده ‌کننده خلیج فارس میتوان به رودخانه‌های استان بوشهر ونیز زمینهای کشاورزی اطراف رودخانه‌ها، پساب صنعتی کارخانجات، پالایشگاهها وکارخانه های پتروشیمی‌، نشت وسیع خطوط کهنه نفتی، تخلیه آب شتشوی کشتی‌ها به داخل دریا اشاره کرد. بیش از 150 کارخانه صنعتی و تعداد زیادی پالایشگاه، کارخانه‌های سیمان، کارخانه‌های آب شیرین‌ کن و غیره در کرانه‌های خلیج فارس و کشتی‌های صیادی، تجاری، جنگی و نفتکش ودریک سخن تمام کشورهای منطقه با سوء مدیریت خود خلیج فارس را مورد ضربه قرارداده اند. دستگاههای دولتی ایران نیز در تخریب فعال هستند. از جمله اقدامات ویرانگرانه سازمانهای دولتی رها کردن مازت در خلیج فارس است.

شرکت پیمانکاری که مسئولیت شستشوی مخازن شرکت توانیر را دارد، هربار با 50 تن گازوئیل مخزنهای شرکت توانیر را شستشو میدهد ومواد حاصل از شسشتوی مخازن سوخت سنگین (مازت) را همراه با گازوئیل در دریا تخلیه می کند وامروز بخاطر تکراراین اقدام ها، بخشی ازافکار عمومی ورسانه ها به این واقعه آگاه بوده و اعتراض نموده اند. چندی پیش مسئول آلودگی دریایی اداره کل بنادر کشتیرانی استان هرمزگان به خبرگزاری میراث فرهنگی گفت:آلودگی نفتی که در سواحل خلیج فارس ایجاد شده سهوأ نبوده بلکه کاملن عمدی ایجاد شده است. اودرباره وسعت و مقدار یکی از آلودگی های سواحل خلیج فارس گفت: برآورد ما حدود یکصد تن مواد است که حدود 8 کیلومتر از ساحل را به عرض متوسط یک متر آلوده کرده است. ما احتمال میدهیم که آلودگی های ناشناخته ای هم که قبلن در این منطقه انجام می شد و فکر می کردیم ناشی از کشتی هاست، از شرکت توانیر یا پیمانکارانی باشد که برای آن کار می کنند. مدیرکل سازمان حفاظت محیط زیست استان هرمزگان در همین باره گفت: در منطقه ای به مساحت 80 هکتار آلودگی شدید ایجاد شده که سواحل غرب بندرعباس را دربرگرفته است. این اتفاق بر اثر سهل‌انگاری پیمانکار مورد قرارداد شرکت توانیر در بندرعباس صورت گرفته که لجن‌های نفتی باقی‌مانده در مخازن ذخیره نفت کوره در محوطه توانیر را به دریا تخلیه کرد. این گفته نشان میدهد که این اقدام اشتباه ونا آگاهانه نیست، بلکه اقدام سیستماتیک و جنایتکارانه از جانب صاحبان صنایع و همراهی مسئولان دولتی با آنهاست. بیاد داشته باشیم که سه سال پیش تاسیسات توانیر بندرعباس 100 هزار لیتر روغن آسکارول را که روغنی بسیار غلیظ‌ میباشد و برای روان کار کردن چرخ دنده‌ای ژنراتورهای نیروگاه به کار می‌رود را شبانه به خلیج‌فارس ریخت. ای نمونه جنایت و تبهکاری در زمینه اکولوژی بشمار میاید.

نمونه دیگرآسیب رسانی، فعالیت زیان آورنهادهای شهری و دولتی ایران است. هر نیروگاه تولید برق که زیر نظر وزارت نیرو به طور متوسط 175 هزار متر مکعب در ساعت پساب از طریق پالایشگاه به سمت دریا تخلیه می کند. پسابهای شهری که اغلب فاقد سیستم جمع آوری و انتقال تصفیه فاضلاب شهری هستند روزانه 70 هزار متر مکعب آلودگی وارد خلیج فارس می کنند. تا یکسال پیش، تعداد 12 کانال، فاضلاب بوشهر را به دریا هدایت می کرد، شهری که در خاک خود مخازن نفت دارد و دارای یک نیروگاه اتمی است، فاقد کانال کشی فاضلاب میباشد و برای حل معضل وزارت نیرو، بهترین و کم هزینه ترین راه را رها کردن فاضلاب ها در داخل خلیج فارس میداند. بالاخره صیادان جنوبی نیزکه از خلیج فارس زندگی خودرا مهیا میکنند، بدون توجه به آلودگی مواد نفتی، روغن موتور و مواد نفتی کشتی ها و قایق های موتوری را به دریا میریزند. گویا همه مسابقه گذاشته اند تا خلیج فارس را به کثافت بکشانند. از امیر نشین امارات و قطر تا وزارت جمهوری اسلامی ، از ثروتمندان عرب وشرکتهای بساز و بفروش چند ملیتی تا شهرداری وشرکتها و شهروند ایرانی، از ارتش آمریکا تا کشتی های نفتکش بین المللی، همه به تخریب اکولوژی خلیج فارس مشغولند.

این واقعیت تلخ نتیجه عوامل گوناگون میباشد، از یکسو فقدان مدیریت درست شرکتهای گوناگون و قراردادهای ناروشن آنها ونبود پایش و کنترل فعالیت های صنعتی اشان، از سوی دیگر شرکتهای دولتی و مدیران آنها، که فاقد حساسیت و فرهنگ زیست محیطی بوده و بطور دائم زمین و آب خلیج فارس رامورد تخریب اکولوژیکی قرارمیدهند.

نتایج مرگباربرای طبیعت وبرای انسان

تاریخ جنگ و نفت و صنعت ودولت در خلیج فارس ویا در پیرامون آن، تاریخ گسترش آلودگی هاست. پراکندن فلزاتی مانند کادمیوم، جیوه، مس، سرب و روی در مدت 96 ساعت اثرمخرب خود را می‌بخشند و تخم و لارو ماهی‌ها را از بین می‌برند و ماهی‌های بزرگ را آلوده و از آبهای خلیج می‌پراکنند. مهم‌تر اینکه آلودگیها بر روی پلانگتونها (جانوران و گیاهان ذره‌بینی) که در تغذیه ماهیها نقش اول را دارند نیز اثر نابود کننده برجای می‌گذارند. گسترش تدریجی آلودگی ها خلیج فارس آثار زیانباری مانند مرگ و میر آبزیان را به همراه داشته است. طی سالیان اخیر مهاجرت آبزیان به خارج از منطقه، تغییرات در تنوع زیستی و کاهش تنوع زیستی و تغییر رفتار موجودات در محیط زیست منطقه از جمله آثار ناشی از آلودگی خلیج فارس بوده است. وجود آلایندهای شیمیایی و صنعتی باعث شده است تخم و لارو ماهی‌ها از بین بروند و مهمتر اینکه آلودگیهای یاد شده  بر روی پلانگتونها که در تغذیه ماهیها نقش بسزایی دارند نیز تاثیر بسیار نامطلوب گذاشته است. در حال حاضر طبق آمارها میزان صید در خلیج فارس بسیار کاهش یافته است به گونه ای که ماهیان تنی و ماهیان تهاجی و گوشتی در خلیج فارس کاهش غیرقابل تصوری داشته اند.

زمانی که در دریا خاک ریخته شود تمام موجودات بسترزی درمحل خاکریزی کشته می‌شوند. این عملیات کدورت آب راتا شعاع چندصد متری بالا میبرد و منجربه از بین رفتن مرجان‌ها، نکتون‌ها و برخی ماهیان دریایی می‌شود زیرا که این موجودات به کدورت آب حساس هستند. بعلاوه نرم تنان که با فیلتر کردن آب زندگی می‌کنند به دلیل بهم خوردن اکوسیستم و نبود اکسیژن از بین می‌روند. از یاد نبریم ایجاد جزیره و ساختاربتنی مصنوعی با خاکریزی در دریا مسیرو الگوی جریان آب را تغییر می‌دهد، بدین ترتیب مبادله طبیعی آب به خوبی صورت نمی‌گیرد و مواد غذایی آبزیان تأمین نمی‌گردد.

پدیده کشند قرمز حاصل آلودگی های خلیج فارس است. در این باره بسیاری از کارشناسان شیلاتی و محیط زیست استان بوشهر تاکید دارند که پدیده کشند قرمز که باعث از بین رفتن بخش اعظمی از جانداران دریایی به ویژه ماهیان و مرجان ها شده است، حاصل آلودگی های خلیج فارس و به ویژه آلودگی های نفتی بوده است. همچنین آنان مانند برخی نهادهای دیگرمعتقدند به لحاظ آلایندگی های فراوان، دریای خلیج فارس ۴6 برابر از دیگر دریاهای جهان آلوده تر است.

دکتر اسماعیل کهرم، استاد دانشگاه محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی می گوید: آلودگی خلیج فارس فاجعه انسانی به بار خواهد آورد. او می افزاید: آلودگی‌های ناشی از رها سازی پسماندهای صنعتی و کشاورزی بدون خنثی ‌سازی‌ مواد خطرناک آن، فاجعه‌ای انسانی را به ‌وجود خواهد آورد؛ در واقع با این روند چرنوبیلی تازه در کشور به وقوع می‌پیوندد. این متخصص محیط زیست در پایان می گوید: شخصا در ماهشهر شاهد بوده‌ام که گوشت ماهی‌های آنجا طعم نفت می‌دهد، در عسلویه و نخل تقی در استان بوشهر کسی ماهی را به علت طعم بدی که می دهد، نمی‌خورد. فکر نکنیم حوادث ناگوار فقط برای ماهیان و جانوران دریا اتفاق می‌افتد. زمانی که عناصر و موادسمی و خطرناک مانند نیترات‌ها، فسفات‌ها و جیوه در اثر ورود پساب‌های کشاورزی و صنعتی به دریا سرازیر می‌شود و ماهیان از این آب تغذیه می‌کنند مواد سمی در بدن این موجودات انباشته شده و عوارض ناشی از تغذیه انسان از این ماهیان مانند بروز سرطان و تولد نوزادان ناقص‌الخلقه گریبانگیر ما خواهد شد.( خبر انلاین 9/2/1389)

دکتر اسماعیل کهرم، استاد دانشگاه محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی می گوید، آلودگی خلیج فارس فاجعه انسانی به بار خواهد آورد

همانگونه که دربالا مطرح شد تخریب زیستبوم بمنعای مرگ زندگی است و یکی از عوامل سرطان زا مواد نفتی و مشتقات آن میباشد.  متخصصین فرانسوی و موسسه دولتی بیمه های اجتماعی سرطان ناشی از 25 ماده شیمیائی در گروه مشتقات نفتی را در لیست بیماری های خطرناک قرار داده است. تجربه نشان میدهد که کارگران بیمار پالایشگاه ها و بنگاههای شیمیائی اغلب دستخوش سرطان پوستی، ریوی، مجاری ادار وغیره بوده اند. بخشی ازهیدرو کربورها از طریق مواد غذائی مانند گیاهان و مواد گوشتی و ماهیان وارد بدن انسان شده، بمرور به بیماریهای سرطانزا منجرمیگردد. برای متخصصان روشن است که ماهی ها در اثر مواد نفتی تغییر یافته و پروتئین پلاسمای آنها عوض میشود، ماهی ها مقاومت خودرا از دست داده، بدن آنها لرزش گرفته، متابولیسم آنها اختلال پیدا کرده و به استرس دچار میشوند؛ در چنین شرایطی سلول ها دچار اختلال شده و زمینه ساز بیماری های سرطانی میگردد. بطور مسلم مشتقات نفتی نه تنها زندگی انسانی بلکه زندگی گیاهی و جانوری در دریا ها رابا زیان بسیار مواجه ساخته و منجر به بیماری و مرگ پرندگان ولاکپشت ها میگردد. براساس آمار رسمی از سال ۸۳ تاکنون بیش از پانصد دلفین ساکن قلمرو آبی ایران در خلیج فارس دست به خودکشی جمعی زده و جسدهایشان به خشکی افتاده است. دلفین‌ها پستاندار آبی هستند ومانند انسان‌ها با شش تنفس کرده و برخلاف ماهی‌ها باید روی آب بیایند تا نفس بکشند و اگر سطح آب آلوده به نفت باشد، نفت براحتی از راه دهان، پوست بدن  و سوراخ تنفسی آنها جذب و دلفین مسموم می‌شود. وجود کشتی‌های نفتکش، نشت نفت از سکوهای نفتی و نیز آلودگی ناشی از تاسیسات نفتی ساحلی، خلیج فارس را آزاد آلوده کرده است واین آلودگی نفتی خودکشی ویا مرگ دلفین ها را سبب میشود.( منبع1/2/2011 تلویزیون امریکا)

طبق برآوردها ، از ذخائر ماهیان غضروفی حدود ⅔ در قسمت شمال، و در قسمت جنوبی این دریا از بین رفته است. حتی در مورد ماهی آزاد این کاهش بسیار شدید بوده چنانکه تنها یک دهم ذخیره آن باقیمانده است. واقعیت اینستکه آبهای خلیج فارس بیش از بیش به مواد نفتی وفلزات سنگین آلوده بوده و بعلاوه محیط زیست دریائی و زنجیره تغذیه مربوط به آن بیش از گذشته مسموم میباشد. این حقایق را دولت اسلامی پنهان میکند و میکوشد تا مردم را در بی خبری نگه دارد ویا با بی اهمیت جلوه دادن خطرات آن، مردم را بی تفاوت کند.

چاره کار در کجاست، مسئله یک فاجعه است

یکم: سازماندهی یک اقدام جهانی علیه تخریب خلیج فارس توسط جزیره سازان مخرب قطر و امارات عربی یک ضرورت است. این گونه اقدام وظیفه سازمان ملل است. چرا سازمان ملل و یونسکو به جلوگیری اقدام نمیکنند؟ امروز قطر در غرب از جمله فرانسه به سرمایه گذاری هنکفت در زمینه فوتبال و ساختمان سازی و طرح های اقتصادی دست زده است و بطور مسلم این امر راهی برای خاموش کردن یکسری محافل سیاسی و رسانه ای در غرب است. پول نفت و نیاز غرب به سرمایه های شیخ ها و سعودی ها هموار کننده تجاوزهای اکولوژیکی و سیاسی آنان است. در شرایط انزوای جمهوری اسلامی، کشورهای عربی به تاخت وتاز در منطقه مشغول هستند واز ضعف حاکمان ایران کاملن بهره برداری میکنند. بعلاوه چرا دولت ایران علیه ساخت جزایر مصنوعی توسط کشورهای عربی اعتراض نمیکند؟ این رژیم تبهکار فقط بفکر بمب اتم و غارت منابع مردم و سرکوب آزادیخواهان است. سیاستمداران حاکم قبل از هرچیز به منافع سیاسی هیات حاکمه توجه دارند و برای آنها میراث طبیعی و فرهنگی و زیست محیطی و سلامتی ایرانیان فاقد اهمیت است. دیپلومات های حکومت با اتکا به قوانین بین المللی در زمینه محیط زیست دریاها  میتوانستند به مراجع قانونی بین المللی شکایت نموده واز گسترش آسیب ها جلوگیری نمایند. دهسال از جزیره ساختن وتجاوز به محیط زیست خلیج فارس میگذرد، ولی متاسفانه رژیم با سکوت خود و سازش های پنهانی خود، راه را برای دست اندازی های بعدی نیز هموار کرده است. طبق کنوانسیون حفاظت از محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان، تمام پروژه‌های بزرگ عمرانی در خلیج فارس باید از نظر زیست محیطی ارزیابی شود و در صورت بی‌خطر بودن اجرا شود. بر این اساس ماده 123 کنوانسیون 1982 سازمان ملل درخصوص حقوق دریاها، راجع به دریاهای بسته یا نیمه بسته (خلیج‌ فارس)‌، بر این اصل استوار است که دولت‌های ساحلی باید در امور گوناگون مربوط به بهره‌برداری از حقوق و انجام تکالیف خود با یکدیگر همکاری کنند. چرا دولت ایران باین امکانات قضائی بی اعتنا میباشد؟ در چنین وضعی اپوزیسیون (نهاد ها، انجمن ها، سازمانها، شخصیت ها، رسانه ها) طرفدار محیط زیست  ومنافع ملی ایران باید در این زمینه به سازماندهی تلاش خود بپردازد و هرشخصیت ورسانه و نشست عمومی را در این زمینه به چالش بکشاند.

دوم: تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که نفت نه عامل مدرنسازی و دمکراتیک نمودن یک کشور بلکه برعکس عامل منفی دربرابر ترقی جامعه و عامل فربه شدن مستبدان واقتصاد دلالی بوده است. نفت و کشتیهای نفتی خلیج فارس برای تمام رژیمهای پیرامون آن و شرکتهای بین المللی نفتی وسیله ثروت اندوزی و مسابقه برای قدرت سیاسی و رقابت طلبی بوده است، حال آنکه برای محیط زیست خلیج فارس وآبها و آبزیان وجانوران و گیاهان وانسانها عامل ویرانگر و فاجعه آفرین بوده است. این همه سرماید گذاری برای استخراج و صادرات نفت صورت میگیرد ولی برای امنیت زیست محیطی و برقراری نهادهای مدیریتی آبها و سیستم های کنترل و پایش خطرات نفتی و آلودگی های صنعتی، صورت نمیگیرد. این امر نیازمند همکاری همه کشورهای مجاور خلیج فارس و سازمانهای جهانی میباشد. بحران سیاسی میان رژیمها و فقدان یک همزیستی مسالمت آمیز در این منطقه اجازه همکاری اکولوژیکی و صلح آمیز را نمیدهد. فقط صلح است که بنفع نگهداری محیط زیست میباشد.

سوم: بسیار از نهاد ها و سازمانهای دولتی ایران فاقد دانش در مدیریت محیط زیست بوده و خود به خرابکاری میپردازند. وزارت نیرو همیشه یک نیروی مخرب بوده است. تکنوکرات های و مسئولین ادارات دولتی بخاطر فساد اخلاقی و نبود شایستگی های حرفه ای و نبود شیوه های زیست محیطی در مدیریت، به عوامل آسیب رسان تبدیل شده اند. وجود عناصر دلسوز و آگاه به مسائل اکولوژیکی در این سازمانها فاقد وزنه بوده و آنچه خط دهنده میباشد، بینش عقب مانده ایدئولوژیکی و منافع شخصی مسئولان میباشد. درچنین شرایطی نهاد هاو انجمنهای مستقل میتوانند با تلاش مستمر خود به سیستم حکومتی فشار آورده و نهادهای جهانی را مورد خطاب قراردهند. اینان با تلاش ضروری خود وبا همکاری های فزاینده و مشترک خود ونیز با همراهی کارشناسان محیط زیست در ایران و خارج کشور، میتوانند کار ارزنده خود را تقویت نمایند.

چهارم: اگر محیط زیست خلیج فارس آسیب می بیند، این امر در ضمن نتیجه بی فرهنگی شهروندان در زمینه زیست محیطی میباشد. واقعیتی است که امروز به ازای هر هزار گردشگر بازدیدکننده از دلفین های خلیج فارس یک دلفین کشته می شود، زیرا دلفین ها به پره قایق های حامل گردشگران گیر کرده و دچار آسیب می شوند ومیمیرند. بسیاری از گردشگران زباله های خود را در کنار دریا رها کرده و آلودگی ها را رشد میدهند. خودپرستی گردشگران، هوش آنها را ربوده و رفتار آنان را به رفتار آسیب رسان به محیط زیست ورفتارآزاردهنده جانوران و آبزیان تبدیل نموده است. فقدان آموزش و تربیت و فرهنگ پیشرو زیست محیطی و وجود روحیه مصرفی، شهروندان را به خرابکار طبیعت تبدیل میکند. مبارزه برای گسترش فرهنگ زیست محیطی و نشاندادن رابطه ارگانیک بین انسان و طبیعت یک وظیفه تاریخی میباشد. باید آگاه بود وآگاه کرد که آلودگی خلیج فارس، فاجعه انسانی به بار خواهد آورد.

۱۳۹۱اسفند