رای دادن یا رای ندادن؛ مساله سبزها این نیست

سینا حق جو

یک هفته به انتخابات ریاست جمهوری در ایران مانده و هنوز نظرهای متکثر و مختلفی درباره رای دادن یا ندادن در بین سبزها است. کثرت این دلایل و استدلال ها نشان دهنده پویایی و تکثر و وجود دیالوگ در درون جنبش است. به همین دلیل اما هویت جنبش سبز و مرزبندی بیرون و درون جنبش را نباید با این مساله گره زد.

دلسوزان بسیاری استدلال میکنند که انتخابات کاندیدایی معتدل تر و اصلاح طلب تر تاثیر قابل توجهی بر زندگی مردم در چهار سال آینده خواهد گذاشت و سایه شوم جنگ و فقر را از سر ایران دورتر خواهد کرد. آنها به خطرات احتمالی روی کار آمدن کاندیدای افراطیون و قائل به مشی تقابلی در خارج و ریاضتی در داخل اشاره می‌کنند و می‌گویند اگر حتی درصد کمی هم احتمال وجود داشته باشد که بتوان در نتیجه آراء تاثیر گذاشت، نباید و نمی‌توان از این فرصت مسالمت آمیز تغییر یعنی صندوق رای صرف نظر کرد. گروه دیگر اما استدلال میکند که امکان اثرگذاری در انتخابات پیش رو به دلایل مختلف، بسیار کم است و تضمینی برای خوانده شدن آراء و اثرگذاری آرای واقعی- حتی در صورت وجود کاندیدای مطلوب- وجود ندارد. حکومت هم با اقدامات و نشانه های صریحی از جمله مهندسی زودهنگام انتخابات و رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی عزم خود را برای سد هرگونه تغییر نشان داده است. پرداخت چنین هزینه ی گزافی از سوی نظام نشان دهنده آن است که حکومت تصمیم خود را گرفته است و از دادن هزینه های دیگر نیز برای حذف و مهندسی کاندیدای نامطلوب ابایی ندارد.

برای هر کدام از استدلال های فوق شواهدی هست و پیچیدگی شرایط تصمیم گیری، که از عوامل متعدد و پیچیده بسیاری تشکیل شده است، اجازه ی قضاوت قاطع را درباره هیچ کدام نمی‌دهد. حتی با قبول نظام ارزش گذاری و استدلالی یکسان با اصول واحد و اهداف مشابه نیز نمی‌توان به یک نتیجه واحد رسید، چرا که شواهدی که بر مبنای آن هر فرد به تصمیم می‌رسد متفاوت است و در شرایط پیچیده سیاسی ایران، این شواهد بسیار ظنی و حدسی است. از این رو طبیعی است که هر کسی بسته به این که وزن کدام اطلاعات و فاکت ها را در توصیف خود بیشتر بداند، به تجویز متفاوتی برسد. این اما اختلاف در تحلیل است و نباید اختلاف در آن را به اختلاف در جنبش سبز ترجمه کرد. علیرغم اختلاف در تحلیل، همه ی ما در یک چیز مشترک و موافق ایم: این که انتخابات پیش رو انتخاباتی آزاد نیست. اینکه جنبش سبز و تحول خواهان نتوانسته اند با کاندیدای حداکثری خود در آن شرکت کنند. ما تصمیم جمعی و مشترک اصلی مان را این بار پیش از انتخابات و در اجماع بر کاندیدای حداکثری اعتدال و اصلاح گرفتیم و تصمیم حکومت در حذف این کاندیدا نشان دهنده اثرگذاری ائتلاف و اشتراک ما بود. ما تا همین جا هم به هدف خود از این انتخابات رسیده ایم و در شرایط بسته و مهندسی شده فعلی، بهترین نتیجه را از توازن قوا گرفته ایم. ضمن اینکه نشان دادیم که تا چه حد منافع ملی کشورمان را در اولویت قرار می‌دهیم. حکومت نیز حضور زنده و اثرگذار جنبش سبز را مجددا احساس، و با حذف کاندیدای حداکثری ترس خود را از بازگشت دوباره جنبش سبز به میدان به صراحت فریاد کرده است. از سوی دیگر، بحث ها و برنامه های انتخاباتی فضای حیاتی ای در اختیار جنبش گذاشته است تا آرمان ها و نمادهای آن باز احیا شود و هر جا که دست دهد، از دانشگاه ها و حسینیه جماران تا مراسم تشییع آیت الله طاهری، نام جنبش سبز و همراهان در حصر آن به بزرگی برده شود.

بعضی از ما اما فکر می‌کنند که می‌توان بیشتر از این نیز موثر بود. آنها نمی‌خواهند فرصت احتمالی اثرگذاری رای شان را از دست بدهند، حتی اگر احتمال تغییر کم باشد. استدلال این دسته از ما همان قدر محترم و قابل اعتنا است که تحلیل گروهی دیگر مبنی بر این که انتخابات فاقد حداقل های لازم برای امکان هرگونه اثربخشی است. یک دسته احتمال تغییر را آن قدر کم می‌داند که شرکت را عاقلانه نمیداند، گروه دیگر احتمال تغییری هر چند کوچک را آن قدر ارزشمند میداند که ناچیز بودن احتمال آن را جبران کند. اینها همه تصمیم هایی محترم و ارزشمند و از روی دلسوزی است، اما اختلاف در آنها نباید نقطه اشتراک اصلی را تحت الشعاع قرار دهد. فراموش نکنیم که مهمترین دست آورد انتخابات برای ما تا اینجا نه بزرگ مردم به سیاستهای جاری حاکمیت و اثبات زنده بودن و وسعت جنبش است. همه افراد و جریاناتی که در درون جنبش سبز تا دیروز معتقد بودند باید فقط با کاندیدای حداکثری در انتخابات شرکت کرد و اکنون به هردلیلی اختلاف سلیقه و تاکتیک درباره انتخابات دارند باید متوجه باشند که تبدیل تفاوت سلیقه به تقابل تنها به سود مستبدین است. یادمان نرود که ما برای بازگشت اخلاق به سیاست به میدان آمده ایم. برای همین تفاوت سلیقه و تحلیل را قبول کنیم و به هم احترام بگذاریم و برخورد حذفی نکنیم.

آنچه البته ناصحیح و غیرمحترمانه است مغلطه رسانه های کودتا در این است که تصمیم برای مشارکت در انتخابات به معنی تایید عدم تقلب در انتخابات پیشین است. آنها که پیشاپیش آمار دقیق از حضور مردم میدهند -همان طور که آمار دقیق از پیروزی احمدی نژاد دادند- نیک می‌دانند که میزان حضور مردم بیانگر تایید سازوکار انتخابات و رضایت از نحوه برگزاری آن نیست. ملاک های متعدد و مختلفی بر رای دادن مردم تاثیر می‌گذارد، از امید به تغییری هر چند کوچک در امور معیشتی و اقتصادی و سیاست داخلی و سیاست خارجی گرفته تا مطالبات قومیتی و محلی ـ به خصوص این بار که در هراس از میزان مشارکت پایین، انتخابات ریاست جمهوری و شوراها تجمیع شده است. میزان مشارکت تنها در صورتی به منزله تایید نظام برگزار کننده انتخابات است که انتخابات در شرایط رقابتی و آزاد برگزار شود، نه در شرایط نابرابر سیاسی فعلی و در غیبت نهادهای نظارتی بی طرف و دموکراتیک.

در غیبت انتخابات آزاد -امری که همه ما بر آن متفق ایم- نباید هویت جنبش سبز را به رای دادن یا ندادن فروکاست. آنچه مسلم است جنبش سبز کاندیدای حداکثری در این انتخابات ندارد و حکومت با رد صلاحیت کاندیدای اصلی به طور صریح با مردم سخن گفته است و باور خود به قدرت آنها و ترس از پیروزی شان را اعلام کرده و برای این کار بیشترین هزینه ای که متصور بوده را پرداخته است. باقی هر چه هست فرع بر این اصل است و به اختلاف در تحلیل و تاکتیک بازمیگردد. هم آنها که به این یا آن کاندیدای نزدیکتر به اصلاح طلبان و اعتدال گرایان رای میدهند و هم آنها که روی برگ رای شان مینویسند میرحسین موسوی و مهدی کروبی و هم آنها که در انتخابات شرکت نمیکنند بخشی از گستره‌ی هویتی جنبش سبز اند. اختلاف در پاسخ سوال تاکتیکی چه باید کرد؟ را در مقطع فعلی نباید به مسائل استراتژیک و ..هویتی جنبش گره زد. چه باید کردهای اصلی در راه اند.

کلمه